مفنگی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ فَ) (ص نسب.) (عا.) ۱- کسی که آب بینی وی دایماً روان باشد. ۲- ضعیف و مردنی.مترادفها و واژههای مرتبطضعیف، لاغر، مردنی، نزار، مافنگی ≠ سرومروگنده، قبراقواژه قبلی: مفلوکواژه بعدی: مفنی