مفیدبودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
فایده داشتن، خاصیت داشتن، نفع داشتن، اثر بخشیدن، اثرگذاشتن، کمک کردن، خدمت کردن سود رساندن، منفعت آوردن، بهدردیخوردن، خوب بودن نافع شدن، افاده کردن، افاقه کردن (داشتن)، بهره داشتن، مثمر ثمر بودن، سودمند شدن پربار بودن، بهبار نشستن، بار دادن