مقابلت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقابلت . [ م ُب َ / ب ِ ل َ ] (از ع، اِمص ) مقابلة. مقابله . و رجوع به مقابلة و مقابله شود. ◄ دشمنی . مخالف .ستیزه جویی : و آن کس که به مقابلت و مقاتلت تلقی کرد... با اتباع و اولاد... نیست گردانید. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ١ ص ١٧). هنگام مقابلت و مقاتلت صفوف، سربه سر حشو باشند و هیچ کدام به میدان مبارزت بارز نشوند. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ١ ص ٢٣).