مقاربه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقاربة. [ م ُ رَ ب َ ] (ع مص ) با کسی نزدیک شدن . (المصادر زوزنی ). نزدیک شدن به کسی . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). گام نزدیک گذاشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ پای برداشتن جهت آرامش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قارب المراءة؛ بلند کرد پای آن را جهت جماع . (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط). ◄ با کسی به فریب سخن نرم و شیرین گفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخن نرم و شیرین گفتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آهنگ نمودن به سوی چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قاربته فی البیع؛ آهنگ او کردم جهت خرید. (ناظم الاطباء). ◄ میانه راه رفتن . (منتهی الارب ). قارب فی الامر؛ میانه روی کرد در آن کار. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ قاربت الدلو؛ نزدیک به پری رسید آن دول . (ناظم الاطباء). ◄ افعال مقاربة؛ کاد و اخوات آن است که اسم را مرفوع و خبر را منصوب سازند. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). کاد و اخوات آن را گویند و تسمیه ٔ آنها به افعال مقاربه از باب تسمیه ٔ کل به بعض است وگرنه همه ٔ این افعال برای مقاربه نیست، بلکه بعضی بر مقاربة یعنی نزدیکی وقوع فعل دلالت می کنند، مانند کاد، کرب، اوشک و بعضی بر رجاء وقوع فعل دلالت دارد، مانند عسی، حری، اخلولق و بعضی بر شروع وقوع فعل دلالت می کنند، مانند جعل، طفق، اخذ، علق، انشاء. این افعال مانند افعال ناقصه عمل کنند، یعنی اسم را مرفوع و خبر را منصوب سازند. و فرق آنها با افعال ناقصه در این است که همیشه خبر این افعال جمله ای است که با فعل مضارع شروع می شود، مانند کاد زید یقوم، و عسی زید ان یقوم . خبر بعضی از این افعال، نظیر: عسی و حری با «اَن » همراه است، مانند عسی ربکم ان یرحمکم، حری زید ان یقوم . از این افعال فقط ماضی صرف می شود بجز اوشک و کاد که مضارع نیز از آنها آمده است . (از شرح ابن عقیل بر الفیه ٔ ابن مالک ).
مقاربه . [ م َ رِ ب َ ] (اِخ ) فرقه ای از یهود که مخالف جمهور یهودند به نفی تشبیه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). گروهی از قوم یهودند که با طرفداری از عقیده ٔ نفی «تشبیه » با اکثریت یهودیان مخالفت می ورزند. (ترجمه ٔ مفاتیح العلوم خوارزمی چ بنیاد فرهنگ ص ٣٧).