مقارفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقارفة. [ م ُ رَ ف َ ] (ع مص ) با هم آمیختن . قِراف . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ نزدیک شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آمیزش کردن به گناه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آمیزش کردن گناه را. (از ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). ◄ گائیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). جماع کردن با زن . (از محیط المحیط). آرامش . نزدیکی کردن با زن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ رسیدن اندکی از بیماری جرب شتر را. (از اقرب الموارد). ◄ چرانیدن گوسفند در زمین و باز ده . (از اقرب الموارد).