مقارن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ رِ) [ ع. ] ۱- (اِفا.) رفیق و قرین شونده. ۲- (ص.) نزدیک. ۳- پیوسته، متصل.مترادفها و واژههای مرتبطحالتتقارن، همزمانپیوسته، متصلقرین، نزدیک، همدم، یارواژه قبلی: مقارعتواژه بعدی: مقارنت