مقاسمه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ سَ مَ یا س مِ) [ ع. مقاسمه ] ۱- (مص م.) چیزی را با هم تقسیم کردن، چیزی را با یکدیگر بخش کردن. ۲- در فارسی تشخیص مقدار مالیات دیوان به وسیله تعیین سهم معینی از محصول.
(~.) [ ع. مقاسمه ] ۱- (مص ل.) سوگند یاد کردن. ۲- (مص م.) سوگند دادن کسی را.