مقاطعه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ طِ عَ) [ ع. مقاطعه ] (مص ل.) پیمانکاری، به عهده گرفتن انجام کاری پس از تعیین مزد.مترادفها و واژههای مرتبطپیمان، پیمانکاری، کنتراتواژه قبلی: مقاطعواژه بعدی: مقاطعه کار