مقامری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقامری . [ م ُ م ِ ] (حامص ) حالت و چگونگی مقامر. قماربازی . عمل مقامر : صدهزاران چنین فسون و فریب کرده ام از مقامری به شکیب . نظامی . مستی و مقامری مرا بهتر از آنک بر روی و ریا کنی صلاح ای ساقی . عطار. پیش از آنکه به حضرت خواجه پیوندم به مدتی مقامری کرده بودم این یک دینار از آن است . (انیس الطالبین ص ٩٩). و رجوع به مقامر شود.