مقایسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ یَ سَ یا یِ س ِ) [ ع. مقایسة ] (مص م.) دو چیز را با هم سنجیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ یَ سَ یا یِ س ِ) [ ع. مقایسه ] (مص م.) دو چیز را با هم سنجیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقایسة. [ م ُ ی َ س َ ] (ع مص ) اندازه نمودن میان دو چیز و دو کار. قیاس . ◄ برابری و نبرد کردن با کسی در اندازه گرفتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ با کسی قیاس کردن . (المصادر زوزنی ) (غیاث ) (آنندراج ). چیزی یا کسی را با چیزی یا کسی دیگر اندازه گرفتن و سنجیدن . (از اقرب الموارد). اندازه کردن یکی با دیگری . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مقایسه شود.
مقایسه . [ م ُ ی َ / ی ِ س َ / س ِ ] (از ع، اِمص ) سنجیدگی میان دو چیز و دو چیز را باهم اندازه گرفتن و اندازه میان دو چیز و قیاس . (از ناظم الاطباء). مقایسة. سنجش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مقایسة شود. - مقایسه کردن ؛ با یکدیگر سنجیدن . با یکدیگر اندازه کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
فرهنگ طیفی واژهدان
تطبیق، مطابقه، مقابله، قیاس، برابری، تشابه، توازی صورت مغایرت مطابقت، انطباق، رابطه، نسبیت
واژگان فارسی سره واژهدان
همسنجی، سنجیدن، سنجش، برابری