واژه جو

مقبوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

مقبوب . [ م َ ] (ع ص ) باریک و لاغر. مقبوبة. (ناظم الاطباء). و رجوع به مقبوبة شود.

معنی مقبوب | واژه جو