مقتضب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ تَ ضَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- قطع شده، بریده. ۲- شعری که به بدیهه گفته شود.واژه قبلی: مقتصدواژه بعدی: مقتضی