مقتضی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
مصلحتآمیز، مصلحتی، توصیهشده، مناسب، بهحق ضروری، واجب، بایسته، جبری لازم، موردنیاز سیاسی، انتخابشده، سیاستآمیز، استصوابی، چاره، علاجکننده صواب مصلحتبین، باسیاست بنابهاقتضای موقعیت، برحسب موقع، استطرادا، خیراندیشانه، مستلزم