مقتعف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقتعف . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ص ) دیوار از بن درافتنده . ◄ فروریخته شونده . ◄ چیزی از جای رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اقتعاف شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقتعف . [ م ُ ت َ ع ِ ] (ع ص ) دیوار از بن درافتنده . ◄ فروریخته شونده . ◄ چیزی از جای رونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اقتعاف شود.