مقتنع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقتنع. [ م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) قناعت کننده . قانع : گفت مردی زاهدم من منقطع با گیاه و برگ اینجا مقتنع. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقتنع. [ م ُ ت َ ن ِ ] (ع ص ) قناعت کننده . قانع : گفت مردی زاهدم من منقطع با گیاه و برگ اینجا مقتنع. مولوی .