مقحط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقحط. [ م ِ ح َ ] (ع ص ) اسب توانا که به رفتن مانده نگردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقحط.[ م ُ ح ِ ] (ع ص ) سال قحط. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ) (از اشتینگاس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقحط. [ م ِ ح َ ] (ع ص ) اسب توانا که به رفتن مانده نگردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقحط.[ م ُ ح ِ ] (ع ص ) سال قحط. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ) (از اشتینگاس ).