مقحم
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ) [ ع. ] (ص.) ۱- ضعیف، سست. ۲- اعرابیی که در دشت نشو و نما کند. ۳- آن که به هنگام قحطی ترک دیار خود کند.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ) [ ع. ] (ص.) ۱- ضعیف، سست. ۲- اعرابیی که در دشت نشو و نما کند. ۳- آن که به هنگام قحطی ترک دیار خود کند.