مقدر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ قَ دَّ) [ ع. ] (اِمف.) تقدیر شده، مقرر شده.(مُ قَ دِّ) [ ع. ] (اِفا.) تقدیر کننده.مترادفها و واژههای مرتبطتقدیر، تقدیرشده، سرنوشت، قسمتمعلوم، مشخص، معینواژه قبلی: مقدامواژه بعدی: مقدرت