مقدور/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) قدرت داده شده، توانا شده بر چیزی، ممکن، شدنی.مترادفها و واژههای مرتبطامکانپذیر، ممکن، میسر، میسورامرحتمی، تقدیرشده ≠ غیرمقدورواژه قبلی: مقدمه چینیواژه بعدی: مقر