مقرب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) نزدیک شونده.(مُ قَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) نزدیک شده.مترادفها و واژههای مرتبطقرین، محشور، مصاحبمقترنندیم، نزدیک، محرمواژه قبلی: مقراضواژه بعدی: مقرح