مقرر گشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهمترادف و متضاد واژهدانمترادف و متضاد واژهدانمقرر گردیدن، مقرر شدن، مقرر گردانیدن قرار گذاشتن، قرار گذاشته شدن آشکار شدن، معلوم شدنمترادفها و واژههای مرتبطمقرر گردیدن، مقرر شدن، مقرر گردانیدنقرار گذاشتن، قرار گذاشته شدنآشکار شدن، معلوم شدنواژه قبلی: مقرر کردنواژه بعدی: مقرعه