مقرری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقرری . [ م ُ ق َرْ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به مقرر. رجوع به مقرر شود. ◄ (اِ) نوعی مواجب . راتبه . راستاد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در قدیم به معنی حقوق و مواجب و وظیفه بکار می رفته است . (ترمینولوژی حقوق، تألیف جعفری لنگرودی ). قرارداد دائمی و همیشگی و مستمری و راتب . (ناظم الاطباء). - مقرری اداری ؛ حقوق اصلی مستخدم رسمی را گویند. (ترمینولوژی حقوق، تألیف جعفری لنگرودی ). - مقرری خدمت ؛ حقوق اصلی مستخدم رسمی را گویند. (ترمینولوژی حقوق، ایضاً).