مقروض/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که به دیگری وام دارد، مدیون، قرض دار، بدهکار.مترادفها و واژههای مرتبطبدهکار، قرضدار، وامدار، وامی ≠ بستانکار، طلبکارواژه قبلی: مقروءواژه بعدی: مقروع