مقصال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقصال . [ م ِ ] (ع ص ) تیغ بران . (آنندراج ). سیف مقصال، شمشیر بران . (ناظم الاطباء). ◄ زبان تیز گویا. (آنندراج ). لسان مقصال ؛ زبان تیز گویا. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقصال . [ م ِ ] (ع ص ) تیغ بران . (آنندراج ). سیف مقصال، شمشیر بران . (ناظم الاطباء). ◄ زبان تیز گویا. (آنندراج ). لسان مقصال ؛ زبان تیز گویا. (ناظم الاطباء).