مقعر کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
غر کردن، فرورفتگی ایجاد کردن حفر کردن، حفاری کردن، استخراج کردن، گود کردن، تونل زدن، نقب زدن، کندن، گودبرداری کردن کاویدن، کندوکاو کردن، زیرورو کردن، جستجو کردن، جستن، کنجکاوی کردن شخم زدن، شیار کشیدن سفتن، سوراخ کردن درآوردن، خالی کردن دندانهدار کردن دفن کردن