مقعقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقعقع. [ م ُ ق َ ق ِ ](ع ص ) آن که می گرداند قداح را در میسره . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مقعقع. [ م ُ ق َ ق َ ] (ع ص ) زمین خشک باصدا. (ناظم الاطباء). زمین . (فرهنگ جانسون ).