مقیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مقیت . [ م ُ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء) (السامی ).
مقیت . [م ُ ] (ع ص ) (از «ق وت ») نگاهبان چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نگاهدارنده . (غیاث ). حافظ چیزی . (از اقرب الموارد). ◄ گواه و حاضر.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (غیاث ). شاهدچیزی . (از اقرب الموارد). ◄ توانا و قوت دهنده . (مهذب الاسماء) (السامی ). توانا و روزی دهنده .(غیاث ) (آنندراج ). توانا به قوت دادن و منه قوله تعالی : و کان اﷲ علی کل شی ٔ مقیتاً . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مقتدر مانند آنکه می بخشد برای هر کسی قوت او را و گویند «و کنت علی اسأته مقیتاً»؛ ای مقتدراً. (از اقرب الموارد).
مقیت . [ م َ ] (ع ص ) (از «م ق ت ») دشمن داشته . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ممقوت . (اقرب الموارد).