مقید/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ قَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) بند شده، در قید و بند، بسته.مترادفها و واژههای مرتبطبسته، مشروط، منوط، وابستهپایبست، پایبنددامنگیر، دچارواژه قبلی: مقیاسواژه بعدی: مقیر