ملاقات کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندیده بوسی کردن، دیدار کردنمترادفها و واژههای مرتبطدیدار کردن، یکدیگر را دیدن، زیارت کردن، دیدن کردنروبرو شدنواژه قبلی: ملاقات کردواژه بعدی: ملاقات کننده