ملتمع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملتمع. [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) درخشیده و روشن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). درخشان و روشن و تابان و دارای لمعان . (ناظم الاطباء). - ملتمع شدن ؛ تغییر کردن رنگ و ناپدید شدن آن . ◄ درخشیدن . (ناظم الاطباء). ◄ رباینده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آنکه می گیرد و می رباید. و رجوع به التماع شود. ◄ آنکه خود را به کناری می کشد. (ناظم الاطباء).