ملحج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملحج . [ م ُ ح َ ] (ع اِ) پناهگاه . مُلتَحَج . (ازاقرب الموارد). رجوع به ملتحج شود. ◄ (ص ) قفل ملحج ؛ قفلی که باز نشود. (از اقرب الموارد).
ملحج . [ م َ ح َ ] (ع اِ) پناه جای .(منتهی الارب ) (آنندراج ). پناهگاه . (ناظم الاطباء).