ملحق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ حَ) [ ع. ] (اِمف.) پیوسته، متصل گشته.مترادفها و واژههای مرتبطپیوست، پیوسته، ضمیمه، متصل، منضم، وابستهواژه قبلی: ملحفهواژه بعدی: ملحق کردن