ملح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ لِ) [ ع. ] (اِفا.) اصرار ورزنده، الحاح کننده.(مِ) [ ع. ] (اِ.) نمک. ج. املاح و ملاح.مترادفها و واژههای مرتبطنمکملاحتواژه قبلی: ملجمواژه بعدی: ملحد