ملدس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملدس . [ م ُ ل َدْ دَ ] (ع ص ) خف ملدس ؛ موزه ٔ پاره زده . (منتهی الارب )(از اقرب الموارد). ◄ پی زده و پاره زده ووصله کرده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ملدس . [ م ِ دَ ](ع اِ) آن سنگ که بدان هسته ٔ خرما کوبند. ج، ملادس . (مهذب الاسماء). سنگ سخت که به وی هسته ٔ خرما کوبند ودانه ٔ زردآلو و جز آن شکنند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سنگ ستبر که بدان هسته ها را کوبند و شکنند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) سخت وطی از مردم و شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گشن سخت وطی . ج، ملادس . (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).