ملذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملذ. [ م َ ] (ع مص ) دروغ گفتن . (تاج المصادربیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ازناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نیزه زدن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ سخت خفته دویدن ستورو تیز دویدن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بازوها راکشیده سخت دویدن اسب . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مسح کردن بر دست . (منتهی الارب )(آنندراج ). دست مالیدن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تند دویدن . (ناظم الاطباء). ◄ خشنود کردن کسی را با سخن خوشایند و مسرت بخش بی آنکه بدان عمل کنند. ملاذة. (از اقرب الموارد).
ملذ. [ م َ ل َذذ ] (ع ص ) مزه دار و خوشمزه . ج، مَلاذّ. (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) موضع لذت . ج، مَلاذّ. (از اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
ملذ. [ م َ ل َ ] (ع مص ) آمیخته و مختلط شدن تاریکی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) آمیزش تاریکی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).