ملطم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملطم . [ م َ طِ ] (ع اِ) ملطم البحر؛ جایی از دریا که امواج در آن می شکند. (از ذیل اقرب الموارد).
ملطم . [ م َ طَ ] (ع اِ) رخسار و هما ملطمان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رخسار و محل تپانچه . (ناظم الاطباء).
ملطم . [ م ُ ل َطْ طَ ] (ع ص ) ناکس . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد ناکس و لئیم . (ناظم الاطباء). لئیم دورشده از مکارم . (از اقرب الموارد). ◄ خد ملطم ؛ رخسار سپید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ روی تپانچه زده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).