ملوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع. ] (اِ.) تثنیة ملا (ملأ)؛ شب و روز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ لَ) (ص.) ملاح، دریانورد، ناوبر در کشتیهای تجاری (فره).
(~.) [ ع. ] (اِ.) تثنیه ملا (ملأ)؛ شب و روز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملوان . [ م َ ل َ ] (اِ) ناوبر در کشتیهای تجارتی . (فرهنگستان ). ◄ دریانورد. ملاح .
ملوان . [ م َ ل َ ](ع اِ) شب و روز. (مهذب الاسماء) (دهار). شب و روز. واحد آن مَلا است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شب و روز یا قسمتی از آن دو. (از اقرب الموارد). به صیغه ٔ تثنیه، شب و روز. (ناظم الاطباء). و رجوع به ملوین شود. - امثال : من لم یؤدبه الابوان یؤدبه الملوان . (امثال و حکم ص ١٧٤٩). نظیرِ: نعم المؤدب الزمان : ای نیاموخته ادب ز ابوان ادب آموز زین پس از ملوان . سنائی (از امثال و حکم ایضاً). رجوع به همین مآخذ شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جاشو، دریانورد، کشتیبان، ملاح، ناوبان، ناوکار شبوروز