ملوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مُ لَ وَّ) [ ع. ] (اِمف. ص.)<BR>۱- بادامی شکل، شبیه به بادام.<BR>۲- به شکل لوزی.<BR>۳- خرمای پر کرده از بادام و جوزاغند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مُ لَ وَّ) [ ع. ] (اِمف. ص.) ۱- بادامی شکل، شبیه به بادام. ۲- به شکل لوزی. ۳- خرمای پر کرده از بادام و جوزاغند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملوز. [ م ُ ل َوْ وَ ] (ع ص ) حلواءملوز؛ حلوایی بادام مغز کرده . (مهذب الاسماء). خرمای بادام پرکرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). خرمای پرکرده از بادام و جوزاغند. (ناظم الاطباء). خرمای هسته بیرون کرده و لوز به جای هسته نهاده .(یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ روی نیکو و ملیح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): وجه ملوز؛ روی نیکو و ملیح . (ناظم الاطباء). ◄ بادامی شکل و شبیه به بادام . (ناظم الاطباء).