ملو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملو. [ م َل ْ ل ُوْ ] (اِخ ) دهی از دهستان پایین جام که در بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع است و ١٧٨ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
ملو. [ م َ ل ْ وْ ](ع مص ) سخت سیر کردن و دویدن و تیزرفتن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
ملو. [ ] (اِخ ) سومین از عادلشاهیان در بیجاپور در ٩٤١ هَ . ق . (از طبقات سلاطین اسلام ص ٢٩١). و رجوع به همین مأخذ شود.