ملک خواه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملک خواه . [ م ُ خوا / خا ] (نف مرکب )ملک خواهنده . خواهنده ٔ ملک . طالب مملکت و پادشاهی . خواهان و دوستدار و نگهبان و نگهدار ملک : جان من بخشیده ٔ شاهی است کاندر امر او چند شاه تاج بخش است و امیر ملک خواه . عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ٥٠١).