ملکه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مَ لَ کِ) [ ع. ملکه ] (اِ.) سرعت ادراک و دریافت ذهن. ج. ملکات.
(~.) [ ع. ملکه ] (اِ.) ۱- زن پادشاه، شهبانو. ۲- زنی که پادشاه باشد. ۳- زنی که نمونه بارز یک خصوصیت ظاهری یا باطنی است: ملکه عصمت، ملکه زیبایی و مانند آن. ۴- جنس ماده بالغ و بارور در جامعه حشرههای اجتماعی (زنبور عسل، موریانه، مورچه) که کار تخمگذاری را انجام میدهد.