ملکیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملکیة. [ م َ ل َ کی ی َ ] (ع ص نسبی ) تأنیث مَلَکی . (اقرب الموارد). رجوع به ملکی شود.
ملکیه . [ م َ ل َ کی ی َ ] (ع ص نسبی ) قوه ٔ ملکیه ؛ قوه ٔ عاقله . قوه ٔ ناطقه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به قوه ٔ عاقله ذیل ترکیب های قوه شود.
ملکیه . [ م َ ل َ کی ی َ ] (اِخ ) نام فرقه ای از فرق میان عیسی و محمد صلوات اﷲ علیهما. (ابن الندیم، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). طایفه ای است از نصاری و به علت پیروی از مَلِک چنین لقبی یافتند. واحد آن مَلَکی ّ است و عامه مِلکی ّ و مِلکیّه نامند و آن غالباًبه اتباع کنیسه ٔ بطرسیه ٔ روم اطلاق می شود. (از اقرب الموارد). رجوع به ملکان و ملکائیه و ملکانیه شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی