ملیون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ملیون . [ م ِل ْ لی یو ] (از ع، اِ) طرفداران ملت . مقابل کسانی که از دولت، یا دولت غیرمبعوث از ملت حمایت می کردند.
ملیون . [ ] (اِ) خربزه ٔ گرمک است . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به ملونیا شود.
ملیون . [ م ِ ] (فرانسوی، عدد، ص ) ده لک یا دوکرور و یا هزارهزار. (ناظم الاطباء). ج، ملایین . به زبان مردم عامه ملاوین . معادل میلیون . (دزی ج ٢ ص ٦١٦).