ممارست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ رَ سَ) [ ع. ممارسه ] (مص ل.) تمرین کردن، به کاری به طور پیوسته پرداختن.مترادفها و واژههای مرتبطتکرار، تمرین، ورزش، ورزیدگیتمرین کردن، ورزش کردن، ورزیدنواژه قبلی: مماراتواژه بعدی: ممازجت