مماس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ سّ) [ ع. ] (اِمف.) به هم ساییده شده، مالیده شده.مترادفها و واژههای مرتبطدارای تماسواژه قبلی: ممازحتواژه بعدی: مماشات