ممتثل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ممتثل . [ م ُ ت َ ث ِ ] (ع ص ) مثل آورنده . داستان زننده . ◄ داستان گوینده . ◄ تصورنماینده و با خود صورت بندنده . ◄ پیروی کننده طریقه ٔ کسی را و از آن تجاوزناکننده . (از منتهی الارب ). پیرو دین و آیین و قانون .(ناظم الاطباء). ◄ فرمانبرداری کننده . (ازمنتهی الارب ) (از آنندراج ). مطیع. فرمانبردار. مطیع فرمان و حکم . ◄ مقلد. (از ناظم الاطباء). ◄ قصاص گیرنده از کسی . (از منتهی الارب ).
ممتثل . [ م ُ ت َ ث َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از امتثال . پیروی شده و اطاعت شده : معلوم شد و فرمان اعلاه اﷲ ممتثل گشت . (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ اروپا ص ١٦٨). رجوع به امتثال شود.