ممجد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ممجد. [ م ُم َج ْ ج ِ ] (ع ص ) ستاینده . (یادداشت مرحوم دهخدا).
ممجد. [ م ُ م َج ْ ج َ ] (ع ص ) به بزرگی نسبت داده شده و ستوده شده . (ناظم الاطباء). بزرگ کرده شده . (آنندراج ) : یکی پند پیرانه بشنو ز سعدی که بختت جوان باد و جاهت ممجد. سعدی .