واژه جو

ممحض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(مُ مَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.) خالص کرده، محض شده.<br>

فرهنگ فارسی معین

(مُ مَ حَّ) [ ع. ] (اِمف.) خالص کرده، محض شده.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ممحض . [ م ُ م َح ْ ح َ ] (ع ص ) خالص و بی آمیغ و محض و پاک کرده شده .

معنی ممحض | واژه جو