ممسوح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] ۱- (اِمف.) مسح شده، دست مالیده. ۲- (ص.) بسیار دروغگو.واژه قبلی: ممزوجواژه بعدی: ممسوخ