ممطر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ممطر. [ م ُ طِ ] (ع ص ) بارنده . بارانی . - عارض ممطر ؛ ابر بارنده . (از ناظم الاطباء). - یوم ممطر ؛ روز بارانی . روز باباران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
ممطر. [ م ِ طَ ] (ع اِ) لباس پشمین که در باران برای محافظت از آن می پوشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بارانی . (منتهی الارب ) (دهار) (آنندراج ).جامه ٔ بارانی . ج، مماطر. (مهذب الاسماء). یاپونچی .